تبليغاتX
ققنوس در باران
ققنوس در باران

شعر و داستان

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: my favorite

پنجشنبه 1388/05/08-9:37 قبل از ظهر -اتنا امین

 نمی دونم این درد پنهان کاری تا کی قراره با من کشیده بشه؟

از بس که همه چیزه زندگیم رو و معلومه

همین بود که یه مدتیه دو تا بلاگ دارم که از دوستام هیچکی ازش خبر نداره جز یه دوست تازه....

خوب من دارم اسباب کشی می کنم

یکی بلاگه شعرامه یکی بلاگه داستانام

 

تو خونه ی جدید می بینمتون

بلاگه شعرهام

 

بلاگ داستان هام

 

 

**********************

 

 

 

 

آواز عاشقانه ی ما در گلو شكست

 

حق با سكوت بود صدا در گلو شكست

 

ديگر دلم هواي سرودن نمی كند

 

تنها بهانه ی دل ما در گلو شكست

  زنده ياد قيصر امين پور

 

 

بعد از اين همه مدت بعد از يك ماه ونيم، توی روز شهادت هموطنام اومدم تا بگم رو ندارم ديگه حرفی بزنم.

همين

باقی بقای هموطنای سبز و سرخ وسفيدم

لینک ثابت |